سيد محمد باقر برقعى
3716
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
غزل نيز از توانايى بالايى بهرهمند مىباشد . استاد دكتر نورانى گذشته از شعر و شاعرى در شناخت ديگر هنرهاى زيبا از موسيقى و نقاشى و پيكرتراشى دست دارد . آثارى كه تاكنون از او طبع و نشر يافته ، عبارت است از : تصحيح مصيبتنامهء عطار ، فرائد السلوك ، حدايق السحر ، فرهنگ شيرازى ، لطيفه غيبى ، تذكرهء هزار مزار عيسى بن جنيد شيرازى ، خسرو شيرين شعله ، نصاب الرجال ، سير مرثيهسرايى در ايران ، مراثى وصال ، ديوان داورى ، و چند اثر ديگر . مهرگان مهرگان آمد و آورد پريشانى * ديگر اى گل ندهد سود گرانجانى باد پاييز به يغما شده زى بستان * باغبان سوختهدل از غم ويرانى برگ را مىرسد آوا كه گرانى چند * كاروان عدم آمد نه بهجا مانى بيد رقصان بود از باد خزان ليكن * نبود رقص وى از بهر تنآسانى آسمان گشته غمانگيز و چو فروردين * نبود چهرهء خورشيد به تابانى پويهء برگ خزان ديده به خاك از باد * ترجمانى بود از رنج زمستانى باد پاييز چو بر باغ وزد بينى * باغبان را خط اندوه به پيشانى گلبن از باد خزان با همه زيبايى * به يتيمى شده مانند ز عريانى گويد ارزنده نباشد ز چه مىريزيد * به رخ از ديدهء خود گوهر عمّانى مهرگان سيلى سختيست يتيمان را * كه چرا دل به جهان بسته ز نادانى بشتابيد به جايى كه در آنجا مرگ * دارد آيين جهاندارى و سلطانى مهرگان است پيامآور مرگ آرى * با خود آورده رهاورد پريشانى بينوا را تن رنجور بفرسايد * باد پاييز و غم بىسروسامانى همهشب در غم و اندوه كه از سرما * چون كند كودك دلبند نگهبانى تا زنى چشم فراوان همه جا بينى * تن سرمازده از باد زمستانى ليك از اين رنج فراوان چه خبر دارند * آن كسانى كه بخوابند و تنآسانى * * مست بينى به شبانگاه توانگر را * پايكوبان شده سرگرم هوسرانى دلبران نيمرخ كرده نهان با موى * همچو از سنبل تر لاله نعمانى